تازه هاي ادبيات

نويسنده ي مجموعه ترانه "تقدير" كه اين روزها به چاپ نهم خود رسيده است ، اين بار براي جشن امضاي اين كتاب پرطرفدار ،  به كرج مي رود .

اين جشن امضا قرار است توسط انتشارات نگاه و با همكاري كتاب بهمن ، امروز پنجشنبه 18 خرداد ماه 96 از ساعت 18 تا 20 عصر در كتاب بهمن واقع در كرج ، 45 كيلومتري گلشهر ، خيابان درختي برگزار شود .

گفتني است پيش از اين چندين مراسم جشن امضاي تقدير ، در تهران ، شيراز و اصفهان برگزار شده بود كه با استقبال بي نظير ترانه دوستان مواجه شده بود .

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ | ۰۹:۳۲:۳۴ | نویسنده : مژگان | نظرات (1)

مراسم بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي، در صربستان برگزار و ياد فهيم بايراكتاروويچ، شرق شناس بالكان و مترجم داستان رستم و سهراب گرامي داشته شد.

همزمان با مراسم بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي، ياد فهيم «بايراكتاروويچ»، شرقشناس برجسته و مترجم رستم و سهراب به زبان صربي به همت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و با همكاري دانشكده زبان‌هاي دانشگاه بلگراد در كتابخانه بخش شرقشناسي اين دانشگاه، گرامي داشته شد.

خانم يوليانا ووچو، معاون بين‌الملل دانشكده زبان دانشگاه بلگراد، ضمن ابراز خرسندي از ارتقاي روابط دانشگاهي بين دو كشور ايران و صربستان، برگزاري آيين بزرگداشت فردوسي و فهيم بايراكتاروويچ، ايرانشناس معروف بالكان را اقدامي مثبت در جهت معرفي فرهنگ دو كشور خواند.

وي در سخنان خود، خواستار حمايت و همكاري بنياد سعدي، مؤسسات دانشگاهي جمهوري اسلامي ايران و رايزني فرهنگي كشورمان از برنامه‌هاي فرهنگي و آموزشي اين دانشكده شد.

در ادامه اين مراسم، محسن سليماني، وابسته فرهنگي كشورمان در بلگراد درباره اهميت شاهنامه براي ايراني‌ها و نيز، از نگاه جهاني سخن گفت. وي ضمن اشاره به تعداد اندك شاهكارهاي حماسي در جهان گفت: شاهنامه يكي از حماسه‌هاي مهم در جهان است.

سليماني به سه ويژگي شاهنامه براي فارس زبان‌ها و مردم جهان اشاره كرد و گفت: فردوسي هزاران واژه و تركيب‌هاي فارسي را با اثر سترگ خود شاهنامه نجات داد. همچنين، او هويت فرهنگي و سنت‌هاي كهن ايراني را با اين اثرش از گزند نابودي رهايي بخشيد و حفظ كرد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۲ خرداد ۱۳۹۶ | ۱۲:۰۱:۲۶ | نویسنده : مژگان | نظرات (1)

 

كتاب «آخرين نخست وزير» اثر جواد موگويي كه زندگي‌نامه ميرحسين موسوي از 1320 تا 1368 است و توسط  انتشارات شهيد كاظمي (ناشر برگزيده سال 95) منتشر شده است ،  روز گذشته توسط ارشاد از نمايشگاه كتاب جمع‌آوري شد.

اين كتاب در حالي جمع‌آوري شده كه روز پيش از آن به نمايشگاه كتاب رسيده بود و با استقبال مخاطبان روبرو شد اما ظاهرا بنا به مصالح انتخاباتي از سطح نمايشگاه كتاب جمع‌آوري شده است.

كتاب «آخرين نخست وزير»، از سوي نشر شهيد كاظمي ناشر برگزيده سال منتشر و در نمايشگاه كتاب به مخاطبان ارائه شده است.

پيش از اين از جواد موگويي كتاب «اسرار آيت» نگاهي به زندگي شهيد سيد حسن آيت از سوي نشر حكمت اشراق منتشر شده بود، كه توجه بسياري را به خود جلب كرده بود.

علاقه‌مندان به تهيه كتاب «آخرين نخست وزير» مي‌توانند آن را از فروشگاه اينترنتي «من و كتاب» خريداري كنند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ | ۱۰:۰۶:۲۲ | نویسنده : مژگان | نظرات (3)

سومين دوره جايزه داستاني فرشته، با موضوع عصر جمعه در بخش داستان با معرفي نفرات برگزيده به مرحله داوري نهايي رسيد.

اسامي و مشخصات ۳۰ اثري كه به مرحله داوري رسيده‌اند، به ترتيب نام، نام خانوادگي به شرح زير است:

پگاه ارشدي‌فر/ روشنك مرادي/ مرضيه نجف‌پور/ شيوا برفر/ ميثم فرهمنديان/ مهسا غفاري‌مقدم/ محمد مهدي حاتمي/ صفورا ابراهيمي خبير/ ليلي عرفانيان/ پريا محمدي/ حامد حسن‌پور/ محسن براتي سده/ فاضله فراهاني/ هدي ترخان/ سارا اژدر تاج ديني/ محمدرضا بابادي/ پويش فروزنده/ آرش محمودي‌‌سرداري/ سعيده نعمتي/ شهلا اصانلو/ معصومه ذكرياي بين‌كلايه/ نازين فرخلو/ امير حسين‌ابوطالبي/ محمد مهديه/ مرتضي شكاري/ حميد رضا‌زاده/ مرتضي فرجي/ احمد عدناني‌پور/ مهدي ناظري/ مينا احمدي‌كهجوق.

جايزه‌ منتخب هيات داوران براي نفر اول، تنديس جايزه‌ فرشته، لوح تقدير، بن خريد شهركتاب و مبلغ ۲۰ ميليون ريال جايزه نقدي و براي رتبه‌هاي بعدي، لوح تقدير، بن خريد شهركتاب و همچنين انتشار آثار ۱۰ نفر اول به صورت يك جلد كتاب است.

مراسم اختتاميه اين جايزه با معرفي برندگان، خرداد ۱۳۹۶ طي مراسمي در شهركتاب فرشته برگزار خواهد شد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ | ۱۱:۲۶:۲۴ | نویسنده : مژگان | نظرات (1)
به همت مركز زبان فارسي رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و بنياد سعدي، دوره دانش‌افزايي زبان و ادبيات فارسي، 26 فروردين‌ماه در دانشگاه دولتي سنت پترزبورگ، آغاز شده است و به مدت يك ماه ادامه دارد.
شركت كنندگان در اين دوره از بهترين دانشجويان و اساتيد بخش‌هاي زبان فارسي در دانشگاه‌هاي سنت پترزبورگ هستند كه مباحث لازمه را توسط مجتبي بشر دوست، استاد اعزامي وزارت علوم آموزش مي‌بينند.
 دستور زبان فارسي، بلاغت فارسي، ادبيات معاصر و گزيده‌هايي از مثنوي معنوي از جمله برنامه هاي اين دوره  مي‌ باشد. از ديگر برنامه‌هاي جانبي اين دوره، نشست ادبي در انستيتو نسخ خطي شرقي سنت پترزبورگ است.

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ | ۰۹:۵۶:۵۴ | نویسنده : مژگان | نظرات (1)

سعيد صفري - استاد زبان فارسي دانشگاه بلگراد - در يادداشتي كه با موضوع «پناهجويان، صربستان و زبان فارسي» در اختيار ايسنا گذاشته نوشته است:

موضوع پناهجويان به اروپا از جنبه‌هاي مختلف قابل بحث و بررسي است. اما آن‌چه براي من قابل توجه و تامل است، نقش و كاربرد «زبان فارسي» براي كمك به پناهجوياني است كه در پشت ديوارهاي بلند اتحاديه اروپا، در صربستان متوقف شده‌اند. صربستان آخرين مرحله از حركت پناهجوياني است كه عمدتا از سوريه و افغانستان به سوي قلب اروپا و به‌دنبال سرنوشتي نامشخص در حركت‌اند. با افزايش تعداد ايشان و بسته شدن مرزهاي مجارستان و كرواسي، تعداد بسياري در صربستان گيرافتاده‌اند و از همين‌رو، سازمان‌هاي بين‌المللي و مردم‌نهاد زيادي با كمك‌هاي سازمان ملل و ساير نهادهاي خيريه و غيره! طي يك سال اخير كار خودشان را در اين كشور آغاز كرده‌اند تا به پناهجويان خدمات مختلفي ارائه كنند. در اين بين، ارتباط با زبان اصلي پناهجويان، كه عمدتا نيز با زبان‌هاي خارجي از جمله انگليسي آشنايي ندارند، يكي از مهم‌ترين اولويت‌هاي اين سازمان‌ها براي ارائه خدمات است و بدين ترتيب، به استخدام مترجمان به زبان‌هاي عربي، فارسي، پشتو، اردو و تركي اقدام كرده‌اند.

زبان فارسي عمدتا براي ارتباط با افغان‌ها مورد نياز است و البته پناهجويان ايراني‌ هم در اين ميان هستند كه چنان‌كه افتد و داني، خود را در سيل پناهجويان و آوارگان انداخته‌اند تا شايد در آمال و آرزوهاي خود به سرزمين موعود برسند! شرح برخي از ايشان را بعدا خواهم نوشت.  بدين ترتيب، به ناگاه، فرصت شغلي بسيار خوبي براي كساني پيش آمد كه پيش‌تر زبان فارسي را آموخته بودند. زبان فارسي در صربستان در دانشگاه بلگراد به صورت واحد اختياري و در رايزني فرهنگي به صورت دوره‌هاي آزاد ارائه مي‌شود و بيش‌تر فارسي‌آموزاني كه در سطوح پيشرفته هستند، محصول كلاس‌هاي آزاد رايزني فرهنگي هستند. در مدت كم‌تر از چند ماه از بهار سال گذشته، بيشتر ايشان به استخدام اين سازمان‌ها در سراسر كشور درآمده‌اند و چنان تراكم كاري براي‌شان به وجود آمده است كه بعضي‌ها ديگر حتي فرصت ادامه دوره‌هاي زبان فارسي براي‌شان نيست. از آن‌جايي‌كه تعداد كساني كه فارسي مي‌دانند محدود است، «بازار كار زبان فارسي» داغ داغ است و حقوقي كه اين سازمان‌ها به آن‌ها پرداخت مي‌كنند بسيار قابل توجه است: به طور متوسط حدود ۸۰۰ يورو! برخي از فارسي‌آموزاني كه استخدام اين سازمان‌ها شده‌اند با كار كردن در شيفت‌هاي اضافي و نهادهاي ديگر تا ميزان ۲۰۰۰ يورو نيز درآمد دارند. كار آن‌ها عمدتا اطلاع‌رساني، كمك به ارائه خدمات رفاهي، بهداشت و سلامت و مشكلاتي است كه پناهجويان دارند. بيش‌تر آن‌ها از نوع كاري كه دارند رضايت ندارند، چون عمدتا در محيط‌ كمپ‌ها و مكان‌هايي هستند كه پناهجويان اقامت دارند و به بيماري‌ها و مشكلات خاصي آلوده هستند كه موجب پريشاني و ناراحتي است. با اين حال، حقوق خوب ماهانه و مشكل اشتغال فرصتي براي فكر كردن به اين چيزها نمي‌دهد. آن‌ها هرگز فكر نمي‌كردند كه روزي از زبان فارسي بتوانند پول دربياروند!

افغانستان، پاكستان و ايران؛ پناهجوياني كه زبان آن‌ها دري، پشتو و فارسي است، از اين كشورها و به اميد رسيدن به قلب اروپا به صربستان رسيده‌اند. اتباع افغان بيش‌ترين جمعيت پناهجويان را تشكيل مي‌دهند. دليل مهاجرت افغان‌ها كه مشخص است، اما ايرانيان! چه گروهي از ايرانيان خود را در اين موج پرخطر انداخته‌اند؟ آن‌ها چه‌ كساني هستند؟ چه هدفي دارند؟ اين سوال‌ها را هميشه و در مواجهه با دانشجويان و فارسي‌آموزان‌مان كه هم‌اكنون به عنوان مترجمان فارسي به استخدام نهادهاي بين‌المللي خيريه درآمده‌اند، از سر كنجاوي، مي‌پرسم. سرجمع پاسخ‌ها چنين است: «بيش‌تر آن‌ها مرد، جوان و در محدوده سني ۲۳ تا ۴۰ سال هستند. تحصيل‌كرده نيستند، مشخص است كه از سطح اجتماعي - فرهنگي پايين جامعه هستند، خيلي اهل درگيري و نزاع هستند و هدف‌شان عمدتا رسيدن به آلمان و اخذ پناهندگي است!».

«م.ن» يكي از دانشجويان ايراني است كه در صربستان مشغول به تحصيل است و او هم اين فرصت كاري (حقوق ماهي ۸۰۰ يورويي) را غنيمت دانسته و براي كمك‌خرجي‌اش با يكي از اين نهادهاي بين‌المللي به عنوان مترجم فارسي كار مي‌كند. وقتي از او اين سوال‌ها را مي‌پرسم بلافاصله مي‌گويد  «اين‌ها اكثرا يه سري آدم معلوم‌الحال و شايد سابقه‌دار هستند! اصلآ آدم حسابي بين‌شون نيست!» از شرايط بسيار بد زندگي آن‌ها در كمپ مي‌گويد و اين‌كه چون چيزي براي باخت ندارند، به اين راه تن داده‌اند. با خودم مي‌گويم، قضاوت سختي است! و  ياد ماجرايي افتادم كه فكر مي‌كنم ذكر آن جالب باشد. سال گذشته رئيس دانشكده مرا فراخواند و گفت خبرنگاري از روزنامه بيلتس به دانشكده مراجعه كرده و خواسته است كه با استاد زبان فارسي براي ترجمه متني فارسي كه در ارتباط با پناهجويان است گفت‌وگو كند. اي‌ميل او را به من داد. تماس گرفتم. خبرنگار گفت، ما در يكي از مكان‌هايي كه پناهجويان اقامت كرده‌اند، «گرافيتي» (نقاشي ديوارنوشته) ديديم كه براي‌مان جالب بوده و فهميديم كه فارسي است، اگر ممكن است كمك كنيد آن‌ها را ترجمه كنيد تا در گزارش‌مان استفاده كنيم. كنجكاو شدم، براي من هم جالب بود كه بدانم گرافيتي، آن‌ هم به زبان فارسي در بلگراد چه مي‌تواند باشد! تصورم از گرافيتي، يك كار هنري بود! خواستم برايم اي‌ميل كنند. وقتي عكس‌ها به دستم رسيد (چنان‌كه در پايين ملاحظه و مشاهده مي‌فرماييد) حسابي نااميد شدم! تازه فهميدم كه اين‌ها چه جماعتي و از چه طبقه اجتماعي - فرهنگي هستند! از ترجمه آن‌ها و ارسال براي خبرنگار اكراه داشتم، اما بنا به قولي كه داده بودم انجام دادم. از ديد من و مطابق معيارهاي فرهنگي - اجتماعي كه با آن‌ها زندگي‌ كرده‌ام، چنين نوشته‌هايي علاوه بر آن‌كه سطح فرهنگي فرد را سريعا مشخص مي‌كند، عمدتا تلاش فرد براي «ابراز هويت»  محسوب مي‌شود، هويتي كه خصوصا براي اين افراد، تنها جاي ابراز آن ديوارهاي فروريخته در خرابه‌هاي كشوري غريب بوده‌ است!  اما وقتي با خبرنگار صحبت كردم او روي ديگر سكه را مي‌ديد كه هرگز به فكر و ذهن من خطور نكرده بود! با هيجان گفت: «آن‌ها انسان‌هاي مصممي هستند كه براي رسيدن به هدف‌شان مي‌جنگند و اين نوشته‌ها بيانگر عزم و انگيزه آن‌هاست!»  بعدا فكر كردم شايد درست مي‌گويد! براي او چنين نوشته‌هايي از معنايي ضمني كه من استنباط مي‌كنم تهي است زيرا در فرهنگ او، كسي براي ابراز هويت، نام و شهر و محل زندگي و آرزويش را بر روي ديوار حك نمي‌كند يا اين‌كه كسي روي درخت و آثار تاريخي - باستاني «يادگاري» نمي‌نويسد!  اساسا مولفه‌هاي فرهنگي‌ما در اين خصوص با هم متفاوت است و براي همين اين ديوارنوشته برايش حكم «گرافيتي» دارد، آن هم گرافيتي مفهومي و بيانگر عزم انسان‌هايي راسخ و پراستقامت براي رسيدن به هدفي بزرگ! ياد شعر مولانا افتادم «از نظرگاه است اي مغز وجود /  اختلاف مومن و گبر و جهود».
خلاصه آن‌كه هموطنان ايراني ما كه در اين مسير پا نهاده‌اند، عمدتا چنين افرادي هستند!

سرماي شديد زمستان امسال كه به گفته منابع مطبوعاتي صربستان حداقل در پنج سال اخير بي‌سابقه بوده است، بر سختي زندگي پناهجويان گيرافتاده در اين كشور مي‌افزايد. حالا سردي استخوان‌سوز هوا هم بي‌رحمانه بر جان و تن اين پناهجويان بي‌پناه مي‌تازد تا درد آوارگي، جنگ و بي‌پناهي‌شان را صدچندان كند. نوشتن و خواندن درباره چنين انسان‌هايي كه براي رسيدن به اندكي امنيت و رفاه و آينده اميدبخش چندهزار كيلومتر را با مشقت و سختي پيموده‌اند، راحت است، اما آن‌چه را بر آن‌ها مي‌گذرد، فقط خودشان و خدا مي‌دانند. اما به قدر خود مي‌نويسيم و مي‌خوانيم تا هم شكر عافيت كنيم، هم دعايي براي دردمندان و هم اين‌كه بي‌تفاوت نباشيم كه اين بي‌تفاوتي درد بزرگ‌تري است. به قول مرحوم استاد مهرداد اوستا «از درد سخن گفتن و از درد شنيدن، با مردم بي‌درد نداني كه چه دردي‌ است!».

رايكو، دانشجوي ما در كلاس‌هاي سطح پيشرفته زبان فارسي رايزني فرهنگي بلگراد است كه علاوه بر كار در يك شركت مطبوعاتي، براي يك سازمان بين‌المللي كمك به پناهجويان كار مي‌كند. چندي پيش معني دقيق عبارت «ديگر هيچ طاقت ندارم» را پرسيد، كنجكاو شدم كه از كجا چنين عبارتي را شنيده يا خوانده است و برايم گفت كه يك پناهجوي افغان در كمپ است و از طريق وايبر گاهي با هم در ارتباط هستند. او در شرح وضعيتش براي رايكو اين جمله را نوشته و برايش درد دل كرده بود. اين جوان افغان به نام رضا، ۲۲ سال دارد و با همسر ۱۸ ساله و نوزاد يك‌ماهه‌اش كه اين‌جا به‌دنيا آمده در كمپ كرنياچا زندگي‌مي‌كنند. با آن‌كه نوزادي دارد اما شرايطي مثل بقيه پناهجويان در اردوگاه دارد: تنها سه وعده غذا و جاي خواب، آن هم اتاق‌هاي جمعي و سرد! اين كمپ بزرگ‌ترين كمپ داخل بلگراد است، به گفته رايكو، ۱۲۰۰ پناهجو، عمدتا سوري و افغان، در آن‌جا زندگي مي‌كنند، فاصله آن تا مركز شهر حدود ۵ كيلومتر است. شيوع آنفلوانزاي شديد در سطح شهر، كه برخي آن را به حضور پناهجويان نسبت مي‌دهند! مشكلات زندگي‌شان را دوصدچندان كرده‌ است. آن‌ها به اين اميد «طاقت مي‌آورند» كه بالاخره درهاي ستبر و بسته اروپا در مرز مجارستان به روي‌شان باز شود و به سرزمين روياهاشان برسند اما اتحاديه اروپا سهميه  قانوني ورود را روزانه تنها ۱۰ تا ۲۰ نفر قرار داده و با اين وضع، خدا مي‌داند آن‌ها تا كي و چه زماني در چنين وضعيتي بايد بمانند.

فارسي‌آموزاني كه به عنوان مترجم به پناهجويان افغان و ايراني خدمات مي‌دهند، با آشنايي‌اي كه از فرهنگ مهمان‌نوازي و غريب‌دوستي ايرانيان دارند، احساس نزديكي و قرابت خاصي با آن‌ها مي‌كنند و بارها از كمك‌هايي كه به ايشان كرده‌اند برايم تعريف مي‌كنند. از اين جهت خوشحالم كه فارسي‌آموزان ما گره‌گشاي بسياري از مشكلات آن‌ها هستند و به واقع اين پناهجويان هم كه مدت‌ها و ماه‌هاست در اين كمپ‌ها اسير و گرفتار شده‌اند، اميدشان به همين فارسي‌آموزاني است كه مي‌توانند حلقه اتصال آن‌ها براي رفع احتياجات پزشكي، غذا، پوشاك و ساير نيازهاي شخصي‌ باشند تا در اين غربت سرد و گرفته و غمگين، حداقل كساني باشند كه حرف آن‌ها را بفهمند!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ | ۰۳:۰۳:۳۴ | نویسنده : مژگان | نظرات (30)

«منير داكيچ»، استاديار زبان فارسي در دانشگاه سارايوو، اظهار كرد: كشورهاي اروپايي، زبان و ادبيات فارسي را به عنوان يك سنت خارجي مي‌خوانند، در حالي كه ما آن را به عنوان ميراث خودمان مي‌خوانيم.

وي با اشاره به قدمت راه اندازي كرسي زبان فارسي در كشورش گفت: اگرچه به همه كرسي‌هاي زبان فارسي در كشورهاي ديگر اروپايي احترام مي گذاريم اما در بوسني علاقه ويژه و خاصي به زبان فارسي وجود دارد.

وي با بيان اينكه ايرانشناسي و زبان و ادبيات فارسي در بوسني هرزگوين، سنت ديرينه‌اي دارد، اظهار كرد: ما بيش از 550 سال است كه شعر فارسي مي‌خوانيم و شاعران و نويسندگان بزرگي در كشور ما هستند كه به فارسي شعر مي‌نوشتند و تحت تاثير شاعران بزرگ فارسي قلم مي‌زدند.

وي افزود: به عنوان مثال مثنوي معنوي قرن‌هاست كه براي عموم مردم تفسير و شرح مي شود و ديوان حافظ هم در محافل ادبي شرح و تفسير مي شود. بنابراين بافت بوسني با ديگر مناطق بالكان كاملا متفاوت است و طبيعي است كه مركزيت زبان و ادبيات فارسي در منطقه بالكان، كشور بوسني باشد.

داكيچ تصريح كرد: اين نكته غيرقابل چشم پوشي است كه هميشه در بوسني علاقه خاصي به فرهنگ ايراني و به خصوص ادبيات كلاسيك فارسي وجود داشته و خواهد داشت و تفاوت بوسني با كل اروپا در همين نكته است و هيچ جاي ديگر اروپا از صربستان و كرواسي تا اروپاي غربي، با بوسني قابل مقايسه نيست.

وي افزود: همچنان در بين مردم بوسني احساس خوبي نسبت به ايران وجود دارد چراكه ايران كمك‌هاي زيادي در دوران جنگ به بوسني داشته است و ياد ايران هميشه براي بوسنيايي‌ها زنده است.

وي خاطرنشان كرد: دانشجويان زيادي در رشته‌هاي تحصيلي مختلف داريم كه به زبان فارسي بسيار علاقمند هستند و در سال سوم تحصيلشان، درس ادبيات كلاسيك فارسي را به عنوان درس اختياري انتخاب مي‌كنند و اين نشان دهنده علاقه زياد دانشجويان ما به زبان فارسي است اما به خاطر كمبود فرصت‌هاي شغلي مناسب، گرايش آنان به سمت زبان و ادبيات فاسي به عنوان يك رشته تحصيلي كم است.

اين استاد بوسنيايي زبان فارسي ادامه داد: تعداد دانشجوياني كه در حال حاضر رشته زبان و ادبيات فارسي را مي‌خوانند چندان زياد نيست چراكه فرصت اشتغال در اين زمينه نسبتا كم است و اميدواريم با گسترش روابط سياسي و اقتصادي بوسني و ايران بتوانيم دانشجويان بيشتري جذب كنيم.

داكيچ افزود: در دانشگاه سارايوو فارسي و عربي خواندم و در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري رشته زبانشناسي همگاني با گرايش به زبان فارسي را خواندم و در حال حاضر 12 سال است كه فراگيري زبان فارسي را آغاز كرده‌ام و اكنون به تدريس در دانشگاه مشغول هستم.

وي ادامه داد: من ابتدا قصد داشتم زبان عربي بخوانم چراكه آن زمان زبان عربي علاقمندان زيادي در بوسني هرزگوين داشت و من تصميم جدي گرفتم كه زبان عربي بخوانم اما به دانشگاه كه رفتم گفتند عربي را به اين شرط مي تواني بخواني كه يك زبان ديگر را نيز انتخاب كني. پرسيدم چه زباني مي توانم انتخاب كنم؟ گفتند يا تركي يا فارسي و من گفتم من كه ترك نيستم؛ و از قضا به سمت فارسي كشيده شدم اما پس از ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته زبان و ادبيات فارسي متوجه شدم كه ادبيات فارسي و تمدن و فرهنگ ايراني براي من جالب است و بيشتر به سراغ ايرانشناسي رفتم.

وي درباره راه‌هاي يادگيري زبان فارسي، گفت: من در تمام دوران فراگيري زبان فارسي فقط 4 ماه در ايران بودم كه خيلي در يادگيري من تاثير داشت اما بيشترين يادگيري من در بوسني و از طريق فيلم‌هاي ايراني، اينترنت و شبكه‌هاي اجتماعي، تلفن همراه و روزنامه و مجلات و كتاب، روي داده است و در حال حاضر كتاب گزيده‌اي بر ديوان شمس را در دست ترجمه دارم.

داكيچ درباره منابع آموزشي در كشور نيز گفت: امكانات كافي در دانشگاه سارايوو داريم اما كتاب‌هاي فارسي بايد بهتر شود چراكه كتاب‌هاي آموزشي موجود، براي همه فارسي‌آموزان مناسب نيست و ما در كنار كتاب‌هاي موجود از جزوه‌هاي خودمان نيز استفاده مي‌كنيم.

وي با اشاره به اينكه دانشجويان بوسنيايي بيشتر با هدف تحقيق در ادبيات و ميراث مكتوب زبان فارسي و همچنين به منظور ترجمه آثار كهن زبان فارسي، به يادگيري فارسي روي مي‌آورند، گفت: تاكنون بيشتر آثار كلاسيك فارسي مانند مثنوي معنوي، ديوان حافظ، گزيده‌اي از شاهنامه، به زبان بوسنيايي ترجمه شده است. همچنين رمان‌هاي فارسي از جمله كتاب‌هاي آقاي دولت‌آبادي و مصطفي مستور نيز به بوسنيايي ترجمه شده است تا حدي كه مي‌توان گفت ادبيات فارسي كاملا در ميان مردم بوسني جا افتاده است و عموم مردم با آن آشنا هستند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ | ۰۳:۰۱:۵۶ | نویسنده : مژگان | نظرات (1)

دكتر رضامراد صحرايي، معاون آموزش و پژوهش اين بنياد و سرپرست مولفين كتاب لذت خواندن، در اين‌باره اظهار كرد: در ادامه روند تاليف منابعي با روش‌هاي جديد آموزشي و بر اساس چارچوب مرجع بنياد سعدي، اين كتاب در 12 درس تنظيم شده و هر درس شامل دو بخش است كه در هر بخش يك مهارت خواندن و يك مهارت واژگاني آموزش داده مي‌شود. وي با اشاره به جذابيت موضوعات متن‌هاي كتاب، افزود: اجزاء هر درس مرتبط با هم و با هدف تقويت يادگيري مهارت‌هاي مورد نظر تنظيم شده است و در پايان هر درس يك تمرين مهارت زندگي واقعي و يك تكليف خلاق ارائه شده است كه باعث تعميق يادگيري درس مي‌شود. صحرايي خاطر نشان كرد: بهترين روش براي آموزش اين كتاب، آموزش فرآيندي و مرحله به مرحله و با محوريت فارسي آموز است.گفتني است، نسخه آزمايشي اين كتاب سال گذشته در بنياد سعدي منتشر شد كه پس از بررسي استادان و كارشناسان حوزه آموزش زبان فارسي، كتاب «لذت خواندن» با ويرايش جديد در 175صفحه منتشر و به همراه لوح فشرده عرضه مي‌شود.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
بازدید:


تاريخ : ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ | ۰۲:۵۹:۲۵ | نویسنده : مژگان | نظرات (451)
صفحات دیگر
[ ۱ ]